turkmenglobal
یکشنبه ۱۱ مارس ۲۰۱۲
شنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۲
چپ ترکمن چپ ملت
چپ ترکمن چپ ملت
در هیچ جای دنیا نیروی چپ هیچ ملتی اندازه ترکمنها خود باخته و حافظ منافع دیگران نیست. تنها چیزی که برای یک ترکمن چپ مهم نیست منافع ملی ملت ترکمن است. گو اینکه جزئی از این ملت نیست ! گو اینکه نان ملتی را نخورده ! گو اینکه قسم خورده به نابودی ملتش !
کم نیستند چپ نماهایی که دنبال چریکهای فدائی اکثریت و توده راه افتادند و دم از عدالت و حقیقت هم میزنند!!!
وقتی چپ عرب و کرد را میبینم که با سربلندی و غرور بر هویت خود تاکید کرده و میگوید : من عرب و سوسیالیست هستم. من کرد و سوسیالیست هستم. چقدر آدم شرمنده میشود.
ترکمن ذوب شده در حزب توده و سازمان چریک فدائی اکثریت عزم خود را جزم کرده بر نابودی بنیان ملی ترکمن ! ذره ای شک در خود راه نمیدهد. ملت را و ملی گرایی را مانع خود میداند. اربابان استثمارگرش اینگونه آموخته اند. باید جاده های تسخیر ملتی مهیا شود. تسخیر بدون هزینه یک ملت از طریق تسخیر ایده ها میسر است. ضرورتی به جنگ و هزینه نیست. اینجاست که ترکمن توده ای و چریک اکثریتی وظیفه کثیف و ننگین خود را بر عهده میگیرد. شعارها زیبا و فریبنده است. برای فریب لباس ترکمنی پوشیده و کلاه ترکمنی هم میگذارند. هر چند قبلآ بارها از این کلاه ها بر سر ملت ما رفته دیگر جائی برای کلاه نمانده است. ذوب شدگان آنقدر مسخ شده اند که در آن سراب بی سراب همه چیز را در باور خود حقیقت میپندارند. حقیقت او خیانت است بر باور ملت اما او ملت را بیسواد میداند. جسارت و جرات پرسش از خود را نمیدهد. مبادا اربابم اشتباه کرده ! اما او خادم است نه برای ملت بلکه برای اربابش!
ارباب تاریخ ملت را نمیخواهد. ارباب هویت ملت را نمیخواهد. ارباب ملت و ملی گرائی را نمیخواهد. او هم بر این باور است. اما غافل از اینکه این وطن صاحب دارد.
چهارشنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۲
دیوارهای ناخواسته
بعد از جنگ جهانی اول بسیاری از ملتها به طور ناخواسته در پس مرزهایی قرار گرفتند. که نه براساس خواسته ملتها بلکه با توافق دول قدرتمند در عرصه بین المللی آن زمان ترسیم شد. از جمله قربانیان این توافقها ملت ترکمن است. که به سه بخش تقسیم شد. بخش شمالی که جمهوری ترکمنستان باشد و بخش جنوبی که ترکمنصحرا باشد و بخش جنوب شرقی که ترکمن های افغانستان باشند.
به دلیل واقع شدن سرزمینهای تقسیم شده ترکمن در مرز دو اردوگاه شرق و غرب از حساسیت و مراقبت شدیدی برخوردار بود. بلاخص بخش شمالی که تحت کنترل شوروی بود. به علاوه تبلیغات کمونیستی و پوچ گرایانه تحت عنوان انترناسیونالیزم که روح ملی ترکمنها را هدف قرار داده بود. که توسط حزب توده در بخش جنوبی در ترکمنصحرا تبلیغ میشد. هیچ هدفی جز هدف قرار دادن روح ملی و سلحشوری ملت ترکمن نداشت. شعاری که در پس چهره خود اهداف کریه ای داشت. یعنی اشغال و تسلط بر سرزمین ترکمن بدون مقاومت ملت ترکمن بود.
با توجه به سقوط اتحاد جماهیری شوروی بدلیل ناتوانی اقتصادی و اجتماعی که ناشی از افکار پوچ گرایانه مارکسیستی و کمونیستی بود. برای بخش شمالی فرصتی پیش آمد تا مستقل شود. متاسفانه با توجه به گذشت 22 سال نتوانست در حد و اندازهایی ظاهر شود که خواسته ملت ترکمن باشد. دلیلش هم مشخص است. جا افتادن دیکتاتوری ونظام تک حزبی است. که میراث شوروی کمونیستی میباشد.
به دنبال تحولات خاورمیانه و اشغال کویت توسط عراق که در نهایت به درگیری بین عراق و آمریکا انجامید. فرصتی دیگر اینبار برای کردها و ترکمن های عراق پیش آمد. که کردهای عراق به نحو احسن از آن استفاده کردند و صاحب حکومت خودگردان کرد در شمال عراق شدند. از این فرصت استثنائی و تاریخی ترکمن های عراق بی بهره ماندند.
اینک دو فرصت تاریخی دیگر در شرف تحقق است. یکی در افغانستان پیشنهاد تغییر نظام سیاسی افغانستان از ریاستی به پارلمانی است. دیگری خواسته ملتهای ایران برای دستیابی به نظام غیر متمرکز و فدرال است. که از طریق کنگره ملیتهای ایران فدرال مطرح میشود. در این راستا ملت ما با توجه به فرصتی که به وجود آمده رسالت سنگینی را بر عهده دارد تا دیوارهایی را که زمانی بدون خواسته آنها بنا شده را با خواسته خود از میان بردارند.
جمعه ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲
شارلاتان های سیاسی
شارلاتان های سیاسی
با توجه به تحولات خاورمیانه که با سرعت نیز پیش میرود . گویا بوی کباب به مشام یک عده رسیده تا وسوسه شوند . بلاخره تعارف را کنار گذاشته و ماهیت واقعی خود را نشان دهند . یکی رسمآ تبلیغ حزب توده را میکند . دیگری که تا دیروز طرفدار توده بود و قتل و عام ترکمنها توسط استالین را رد میکرد . امروز کانونی شده و فردا معلوم نیست به کدام سو شود !
به اینها ایراد هم نمیتوان گرفت . چون در آن صورت دگراندیش میشوند . البته آزادی در اندیشه یکی از ارکان دمکراسی است و هر جریان دمکراتیک موظف به پذیرش آن میباشد . اما آزادی در اندیشه هم تعریف خاص خود در جایگاه خاص خود را دارد . در رابطه با منافع ملی یک ملت و یا سرزمین آباء و اجدادی آزادی اندیشه نمیتواند بهانه ای برای تضاد با منافع ملی باشد .
لازم میبینم به واقعه ای اشاره کنم . سالها قبل زنی با لباس ترکمنی در تهران اقدام به تن فروشی میکند . که جوانی ترکمن بر اساس عرق ملی میپرسد : چرا در اینجا با لباس ترکمنی تن فروشی میکنی ؟ آن زن جواب میدهد : ارزش من به این لباس است ! اگر این لباس را به تن نکنم مشتری نخواهم داشت !
فقط آن زن تن فروش نیست که لباس ترکمن را پوشیده بلکه در عرصه سیاست نیز فاحشه هایی هستند که با به تن کردن نام ترکمن در جهت منافع خود منافع و حیثیت ملتی را میفروشند .
جمعه ۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲
ناسیونالیزم ترکمن یا تعصب ترکمن ؟
ناسیونالیزم ترکمن یا تعصب ترکمن
ناسیونالیزم بر گرفته از nation به معنای ملت است . در معنای کلی با مفهوم ناسیونالیزم همانا ملی گرایی میباشد . ملی گرایی با باور به ملت بودن و حرکت ملی در جهت احیاء روح و غرور ملی است . که در آن احیاء روح و غرور برای ملت است . هر نفس و هر تلاش برای ملت است . و ملت همان فرد است و فرد همان ملت است . فرد هیچ فرقی بین منافع ملی و شخصی نمیبیند . برای اینکه منافع شخصی را در منافع ملی میبیند و منافع ملی را در منافع شخصی میبیند . در ملی گرایی هر فرد نماینده ملت است و ملت نماینده فرد است . فرد و ملت دو عنصر لاینفک است . (با توجه به برداشت شخصی نویسنده از ناسیونالیزم )
در بین ترکمنها تعصب به حفظ لباس زنان ترکمن است . اما در مقابل سالیان متمادی است . که مردان ترکمن لباس سنتی خود را نمیپوشند و کلاه سنتی خود را بر سر نمیگذارند . ترکمن ها به سختی به شهرهای دیگر کوچ میکنند . اما در مقابل براحتی زمینهای زراعی خود را به شهروندان غیر ترکمن میفروشند . ترکمن ها بر اساس احساسات و تعصب جمعی رای میدهند . اما در مقابل خواسته هایشان از نماینده مجلس شخصی است . (نویسنده : ایکاش شخصی رای میدادند و خواسته هایشان جمعی بود )
ترکمن ها نسبت به اصل و نسب خود تعصبی برخورد میکنند اما اسم فرزندانش را شهرام و شهروز و کوروش و ... میگذارند !
در فیس بوک در پی حس قبیله ای و عقب افتاده و توام با کینه فامیلشان را به آخال تکه تغییر میدهند . اما ننگشان میشود ترکمن باشند !
همانطوری که میبینید . تمامی رفتارهای فردی و اجتماعی ترکمن نمیتواند بیانگر ملی گرایی باشد . بلکه تعصبی باقی مانده از گذشته است . بعنوان فردی که در جوامع و کشورهای عدیده ای بودم . برداشت من اینست : ناسیونالیزم ترکمن هنوز در بین ترکمنها جا نیافتاده و ترکمنها بیشتر با تعصب زندگی میکنند . که آنهم بدلیل جامعه بسته و محدود و بدون ارتباط بین المللی است . از غلظت تعصب موجود در آینده کاسته و رقیق خواهد شد . دلیل آنهم ترکمنها مرحله گذر از یک جامعه بسته و سنتی را به یک جامعه بازتر را تجربه میکنند . گذر از یک جامعه سنتی به یک جامعه باز و مدرن نه با ارتباط بین المللی و توریسم . بلکه از طریق وسایل ارتباط جمعی همچون تلویزیون و اینترنت و .... صورت میگیرد .
پنجشنبه ۸ دسامبر ۲۰۱۱
در تاریخ ملت ما یک بام و دو هوا و دو دوزه بازی جایی ندارد
از آنجایی که یک عده راه افتاده اند و با گذاشتن عکس چند تا توده ای در این سو و آنسو سعی در تحریف تاریخ معاصر ملت ترکمن مطابق با ایده خود دارند . لازم دیدم به عنوان یک فرد ترکمن به نکاتی اشاره نمایم . روشنفکر و مبارز و انقلابی و دلسوز وطن و ملت جا زدن توده ای ها تا چه حد میتواند به حقیقت نزدیک باشد ؟
همانطوری که قبلآ در پست های پیشین اشاره کردم . آخرین نیروهای ملی گرا و وطن پرست ترکمن با سرکوبی ترکمنصحرا و سرنگونی جمهوری ترکمنصحرا توسط میر پنج کوهی ملقب به رضا شاه تقریبآ به پایان میرسد . بعد از این دوره در سال هزار و سیصد و بیست توام با تشکیل حزب توده تقریبآ تمامی فعالین سیاسی ترکمن وابسته به حزب توده میشوند . حزب توده به عنوان وارث حزب کمونیست اما متاثر از فعالین چپگرا و ملی گرای ایرانی میشود .مهمترین اهداف حزب توده در ایران عبارت بودند از :
1- بسیج همه نیروها در ایران بر علیه فاشیسم و دفاع از شوروی
2- دفاع از زحمتکشان و متشکل نمودن آنها در ایران
3- مبارزه برای دمکراسی در ایران ( نویسنده : بعید میدانم چون در مدینه فاضله شان در شوروی به هیچ حزبی اجازه فعالیت داده نمیشد . حتی به دگراندیشان فردی هم اجازه داده نمیشد . انسداد شدید فکری و سیاسی حاکم بوده که نمونه اش را بعد از استقلال ترکمنستان دیدیم و دیدید . فی الواقع دروغی بیش برای فریب افکار عمومی نبوده است.)
با گذر در اندیشه کمونیستی حزب توده که پایه اعتقادی این حزب بوده و همچنین وابستگی آن به شوروی دو فاکت مهمی است . که ثابت میکند ترکمنهایی که به حزب توده پیوسته بودند نمیتوانند ملی گرا و وطن پرست ترکمن باشند . شاید افرادی بدلیل همخوانی فکری سعی در جا زدن آنها به عنوان انقلابی و روشنفکر و دلسوز ملت بر آیند . اما آنچه مشخص است عملکرد ترکمنهایی که به عضویت حزب توده در آمده بودند . نمیتوانسته مطابق با خواسته ها و منافع ملی ملت ترکمن و تاریخ ملت ترکمن باشد .
عضویت در حزب توده یعنی تبعیت بی چون و چرا از فرامین حزبی و همچنین قبول دکترین سیاسی شوروی در منطقه و جهان بود . با این وصف ترکمنهای عضو حزب توده باید انترناسیونالیسم کمونیستی را میپذیرفتند . که این به معنای رد ملی گرایی ترکمن میباشد . پس اعضاء ترکمن حزب توده نه بخاطر ملت ترکمن و ملی گرایی ترکمن بلکه به دلیل کمونیسم و انترناسیونالیسم کمونیستی به عضویت حزب توده در آمده بودند .
از سویی دیگر عضویت در حزب توده یعنی تائید تمامی جنایت بلشویکها و همچنین تصفیه های استالین در ترکمنستان میباشد . بدینسان حتی از نظر تاریخی نیز برای ما حزب توده و عضویت در آن قابل تائید نمیباشد . مگر اینکه بخواهیم پا روی خون شهیدان وطن و ملتمان بگذاریم و گوشه ای از تاریخمان را به فراموشی بسپاریم .
همچنین به یاد داشته باشیم . سقوط جمهوری ترکمنصحرا با هماهنگی دولت نو پای بلشویکها در شوروی و دولت ایران( که البته با حمایتهای خارجی) صورت میگیرد .
حال چگونه یک ترکمن عضو حزب توده میتواند دلسوز مردم باشد ؟
آیا با تائید قتل و عام ملت ترکمن در زمان بلشویکها و استالین و انکار تاریخ ملت ترکمن و همچنین تائید سقوط جمهوری ترکمنصحرا و معرفی قهرمانان ملی و مبارزین ترکمن به عنوان باسماچی و راهزن میتوان دلسوز مردم ترکمن شد ؟
از نظر ملت ترکمن جنید خان قهرمان ملی است که بر علیه بلشویکها جنگید . اما از نظر یک ترکمن توده ای او نمیتواند قهرمان ملی باشد . چون بر علیه بلشویکها و دار و دسته لنین جنگیده است . برای ملت ترکمن نمیتواند هم جنید خان قهرمان ملی و دلسوز ملت باشد و هم ترکمنهای عضو حزب توده ! بنابر این در تاریخ ملت ما یک بام و دو هوا و دو دوزه بازی جایی ندارد .
سهشنبه ۱ نوامبر ۲۰۱۱
جمعیت و ترکمن ها
جمعیت جهان به ۷ میلیارد نفر رسید و برای سال ۲۰۵۰ میلادی ۹ میلیارد نفر پیشبینی میشود.
ادامه تلاشهای دولت برای تحقق «ایران ۱۵۰ میلیون نفری» .
نیروی کار در اروپا به دلیل افت نرخ باروری در این قاره، رو به کاهش بوده است. این موضوع کشورهای عضو اتحادیه اروپا را بر آن داشته تا علت یابی کنند و در پی راه حلی برای آن باشند.
با تیترهایی از اخبار در مورد جمعیت جهانی و تلاش ملتها برای رشد جمعیت آغاز میکنیم . تا بهتر دریافته باشیم . چگونه ملتها از رشد جمعیت برای نشان دادن توان ملی خود در عرصه های اقتصادی و سیاسی منطقه و جهان استفاده ابزاری میکنند . متاسفانه در ترکمنصحرا بدلیل معضلات دست و پا گیر فرهنگی که از دیر زمانی بجا مانده به طور اتوماتیک بدون اینکه برنامه کنترل جمعیتی باشد . ترکمنها از کندی رشد جمعیت رنج میبرند . که این خود بر توسعه منطقه اثر منفی گذاشته و سرزمین ترکمن را تبدیل به منطقه مهاجر پذیر کرده است . در حالی که ملتهای کرد و آذربایجانی که از رشد مناسب جمعیت برخوردارهستند . نه اینکه سرزمین خود را حفظ کردند بلکه پا به سرزمین دیگران نیز گذاشته اند . و از اهرم جمعیت در توسعه ملت خود نیز سود میجویند . که به فراکسیون کرد و آذربایجانی در مجلس میتوان اشاره کرد . هر چند در ترکمنصحرا با عدم ارائه جمعیت واقعی منطقه مواجه هستیم . اما در کنار آن باید به قدرت جمعیت یک ملت بعنوان ابزار تعیین کننده اشاره کرد . اگر جمعیت گرگان در کوموش دپه بود . طبیعی است که از کارگر و بنا گرفته تا راننده تاکسی و کاسب و بازاری و ... با رونق به جای رکود مواجه بود . به طوری که اقبال لاهوری میگوید : اهل حق را زندگی از قوت است - قوت هر ملت از جمعیت است .
اشتراک در:
پیامها (Atom)